آيا مجلس در راس امور است؟!
خلاصه مقاله....
..نماينده اي كه از روز ورود به مجلس به فكر راي آوردن در دوره بعدي است و براي آنكه مبادا صلاحيتش را رد كنند و يا گروه هاي فشار موجب منزوي شدنش گردند و از ورود مجدد به مجلس محروم شود هرگز نمي تواند به وظيفه نمايندگي خود عمل كند. امروز كساني را مي شناسيم كه بعد از اتمام دوره نمايندگيشان در مجلس شوفر تاكسي شده اند تا بتوانند زندگي روزمره خود را تامين كنند. افراد ديگري را سراغ داريم كه چون در زمان حضور در مجلس شوراي اسلامي حاضر نشدند طبق ميل اين و آن حرف بزنند و راي بدهند در دور بعدي از فهرست آنها حذف شدند و دستشان از كرسي نمايندگي مردم كوتاه شد. كساني كه نميخواهند به چنين سرنوشتي مبتلا شوند چاره كار را در فروختن استقلال خود به اين حزب و آن گروه و اين مسئول و آن صاحب قدرت مي بينند و هرگز نمي توانند حتي به ميم كلمه مدرس برسند چه رسد به اينكه به راه و رسم مدرس شدن فكر كنند!....
..مجلسي كه نتواند در « روز مجلس » از روساي قبلي مجلس كه در نظام جمهوري اسلامي خدمت كرده اند براي حضور در مراسم اين روز دعوت كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند تصويب يك لايحه را به پايان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه هاي غيرقانوني معطل نگهدارد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه اختيار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئيس جمهور بتواند بدون وقت قبلي و در حين مذاكرات رسمي وارد صحن علني آن شود و برخلاف اراده رئيس مجلس به ايراد سخنراني بپردازد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه در برابر تخلفات آشكار و مكرر مسئولان اجرائي از قانون نتواند به وظيفه نظارتي خود عمل كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند به حساب متخلفان در ماجراي مذاكرات ژنو و مسائل هسته اي برسد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است و...



